حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
583
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
مثل حاجى ملك و عز السلطان در بيرون ، تا نزديك غروب انتظار سوارى مىداشتند . و غروب معلوم شد ، آن روز حركت موقوف است . رجعت به قلهك كرديم ، شب را در صورتى كه بنه در لشكرك انتظار ورود ما را داشت ، در قلهك بسر برديم . شدت گرما نگذاشت تا صبح بخوابيم . صبح على الطلوع در قيطريه حاضر شديم . عارف و عامى در خواب راحت بودند . قدم زديم تا دو ساعت از دسته گذشته ، رفتهرفته اتباع بيدار شدند ، كالسكه حاضر كردند . عاقبت به ظهر كشيد ، رفتن به عصر محول شد . مالها به چيذر فرستاده شد و خودمان در قيطريه ، در زير چادرهائى كه كمتر از تنور تافته نبود ، راحت كرديم . عصر ، يك ساعت به غروب مانده در درشكه كه حاضر شده بود ، اتابك و آقا سوار شدند . ما هم در عقب به سياهى لشكر رفتيم تا سر گردنهء لشكرك ، حضرات سوار شدند و همهجا صحبتكنان ؛ يك ساعت از شب گذشته وارد لشكرك شدند و بنده و همراهان هم ، نيم ساعت فاصله ، ورود كرديم . شب مانديم و صبح ، اول موكب همايونى حركت فرمودند و بعد از دو سه ساعت ، اتابك اعظم حركت فرمودند و بعد از ظهر وارد اوشان شديم و تاكنون در اوشانيم . امروز شكار جرگه بود ؛ كوهروها از اطراف كوه شكار آوردند و سه چهار شكار ، بندگان اقدس شهريارى صيد فرمودند . چادر ما ، پشت پوش حضرت اتابك است و شب و روز آقا شرفياب هستند و كمال مرحمت را هم دارند . شب پنجشنبه كه شب اول ورود اوشان بود ، ناخوشى اسهال در اردو شيوع پيدا كرد و همهء مردم مبتلا شدند ؛ از جمله ، وزير همايون ، وكيل الدوله ، اعليحضرت اقدس و اتابك اعظم بودند . بندگان آقا هم از نصف شب به بعد تا بعد از ظهر روز پنجشنبه ، سخت مبتلاى پيچش و اسهال بودند و خود بنده هم صبح پنجشنبه ، دو ساعتى مبتلا بودم . اما به حمد الله همه بخير گذشت و معلوم شد از تصرف هوا بوده است . عصر پنجشنبه هم بهبودى حاصل فرمودند . معالجهء آقا از گرم كردن شكم و پهلو و گذاشتن سنگ گرم كرده در زير پا شد ؛ سايرين به معالجهء طبيب رفع كردند . ديشب آشپز دكتر ادكاك كه در جوار ما چادر دارد ، عوض عرق ، جوهر سمى استعمال كرده به رحمت ايزدى و اصل گشت . زياده از اين عرض ندارم . نسخهاى كه فرموده بوديد ، در جوف نوشته ، فرستادم ؛ ملاحظه خواهيد فرمود . ديروز ، حاجى امين السلطنه و عز السلطان ، امروز ، آصف الدوله و وكيل الدوله ديدن از آقا كردند . امير بهادر و حاجب الدوله هم قرار داده شده بيايند ، ولى هنوز نيامدهاند . شنبه 16 رمضان 1319 قمرى هو فرزند مكرم ديروز كه جمعه پانزدهم بود ، تلگرافى از نور چشمى محمد على به عنوان تقى لره « 4 » و ترجمهء تلگراف انگليسى به عنوان حاجى معين رسيد . معلوم شد كه روز 11 وارد بوشهر شدهايد « 5 » . با اين حالت ، تقريبا توقف آن خاك پاك از 40 روز متجاوز كرد . بهرحال ، البته ملاحظهء صرفه و صلاحى كردهايد ، و الا فقط براى زيارت ، آنقدرها
--> ( 4 ) - محمد على و محمد تقى ( تقى لره ) پسران رضا قلى خان بودند . ( 5 ) - مقصود بازگشت رضا قلى خان از سفر عتبات است .